۱۳۹۱ خرداد ۱۵, دوشنبه

یک زوج مسیحی و از اعضای کلیسای عمانوئل، در کرج بازداشت شدند


 – یک زوج مسیحی و از اعضای کلیسای عمانوئل تهران هشتم خرداد ماه توسط ماموران وزارت اطلاعات در کرج بازداشت شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مهرداد سجادی به همراه همسرش «فروغ» هفته گذشته با مراجعه ماموران وزارت اطلاعات به منزلشان در کرج بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
بازداشت شدگان با گذشت یک هفته از زمان بازداشت موفق به ملاقات با خانواده‌های خود نشدند، آن‌ها حتی اجازه تماس تلفنی با خانواده خود را نیافته‌اند.
مهندس «مهرداد سجادی» حدود ۳۰ ساله عضو برجسته و یکی از مشایخ کلیسای عمانوئل تهران است و همسر وی نیز در‌‌ همان کلیسا اقدام به آموزش نوکیشان مسیحی می‌کند.

۱۳۹۱ خرداد ۱۴, یکشنبه

بهترین روزهای فرزندان ما در زندان تباه می‌شود


«هنوز كه هنوز است یادآوری لحظه‌ی بازداشت حسن و حسین برایم دردناك است. هیچ‌وقت نمی‌توانم آن صحنه‌ای كه دل یک مادر را شكستند از یادم ببرم. فقط یک مامور بود كه گفت لباس‌هایش را بدهید آن‌جا می‌بریم و به حسین تحویل می‌دهیم. در یک لحظه فكر كردم همه اینها كابوس هستند و الان كه از خواب بلند شوم، حسین کنارم است، اما دیدم نه، واقعاً این حوادث تلخ در زندگی‌ام اتفاق می‌افتد.»
اینها کلام مادری است که همراه با بغض و اشک بیان می‌کند. مادری که نمی‌تواند اشک‌هایش را پنهان کند و نمی‌تواند خستگی و بی‌قراری خود را از هفتمین ماه بازداشت فرزندش حسین رونقی ملکی پنهان کند. مادری که دیگر فرزندش، حسن رونقی ملکی را نیز بازداشت کردند و بعد از یک ماه در حالی که به شدت، تا حد جابه‌جا شدن مهره‌های گردنش، شکنجه شده بود، او را آزاد کردند. اما حسین، ‌برادر کوچک‌تر دورترها از شهرستان ملکان، جایی که خانه‌ی مادری‌اش است،هم‌چنان زندانی است. زندان کشیدنی دشوار که طول آن معجونی از شکنجه و آزار و فشار بوده است.
پای صحبت «سیده زلیخا موسوی»، مادر حسین رونقی ملکی نشستیم که وبلاگ‌نویسان او را با نام بابک خرمدین می‌شناختند. هر چند که در طول مصاحبه نمی‌توانست احساسات مادرانه‌ی خود را کنترل کند و نام حسین اشک به چشمانش می‌آورد، اما با مهربانی به سئوالات ما پاسح گفت.
مادر حسین رونق ملکی در مورد آخرین وضعیت فرزندش در زندان و وضعیت پرونده‌ی او به رادیو زمانه می‌گوید:
«پرونده‌ی حسین بعد از یکی دو روز از پایان اعتصابش تکمیل شد و بالاخره بعد از این‌که ۶ ماه در انفرادی و بدون حکم قضایی به صورت کاملاً غیر قانونی بازداشت بود، تکمیل و به دادگاه شعبه‌ی ۱۵تهران به ریاست قاضی صلواتی ارسال شد.»
وی ادامه می‌دهد:
«قاضی پرونده دوباره حکم قرار بازداشت موقت را تمدید کرد و پرونده را برای مطالعه‌ی بیش‌تر به شعبه ۲۶ به ریاست قاضی پپرعباس فرستاده است. این درحالی است که حسین تا این لحظه از حق داشتن وکیل محروم بوده و ابتدایی‌ترین حقوق یک زندانی در مورد او رعایت نشده است. حالا هم در سلول انفرادی در بند ۲ الف سپاه در زندان اوین است.»
حقوق حسینی رونقی در طی ماه‌های گذشته بارها نقض شده است. از جمله این حقوق، یکی هم داشتن وکیل است که از او سلب شده است. مادر وی در این خصوص می‌گوید:
«مقامات قضایی مانع ملاقات وکلای حسین با او شدند و فقط به شرط مصاحبه و اعتراف قبل از امضا وکالت‌نامه توسط وکلا حاضرند اجازه بدهند که وکلای حسین، یعنی آقای دکترمحمدعلی دادخواه و خانم صباغیان وکالت‌نامه‌ها‌ی‌شان را به امضای حسین برسانند که با این درخواست هم خود حسین، هم ما و هم وکلایش شدیداً مخالفیم.»
در طی هفته‌های گذشته رونقی به‌خاطر نقض مکرر حقوق خود و با وجود داشتن بیماری دست به اعتصاب غذا زد. خانم موسوی در مورد اعتصاب غذای فرزند خود می‌گوید:
«حسین به علت اعتراض به شرایط بد محل نگهداری‌اش و شش ماه بازداشت موقت و غیر قانونی و نیز به علت اعتراض به اعدام‌های روز ۱۸ اردیبهشت ماه و عدم رسیدگی به پرونده‌اش بعد از شش ماه زندان انفرادی دست به اعتصاب زده بود. بعد از اتمام اعتصابش، یعنی به فاصله‌ی یکی دو روز، پرونده‌اش تکمیل شد.»
بازداشت حسین رونقی ملکی تا چندین ماه بعد از دستگیری پنهان ماند و اطلاعات زیادی در این مورد منتشر نشد. مادر وی شرح بازداشت حسین و دیگر برادرش حسن رونقی ملکی را به زمانه این‌طور می‌گوید:
«ظهر ۲۲ آذر ماه ۸۸ بود. حسن برادر بزرگ حسین، شرکتش را تعطیل کرده و برای ناهار به خانه آمده بود که تماسی با تلفن همراهش گرفته شد. بعد از صحبت گفت یک مشتری می‌گوید به شرکت بروم تا باهم توافق‌های ‌مان را انجام بدهیم و بعد قرارداد ببندیم. حسن رفت تا برگردد. اما نیم ساعت نشده بود که زنگ در زده شد. پدرش به آیفون جواب داد. گفتند از اداره‌ی برق هستند آمده‌اند برای کنترل سیستم شمارنده. من کمی مشکوک شدم که در این وقت از روز، ساعت 4 چه کسی می‌آید برای کنترل؟»
خانم موسوی ادامه می‌دهد:
«بالاخره در را باز کردیم تا بیایند کارشان را انجام بدهند و بروند. در یک لحظه دیدم چند نفر لباس شخصی وارد خانه شدند. گفتند آمدیم چند سئوال از حسین بپرسیم. حسین کجا است؟ من که خودم را گم کرده بودم و هاج و واج مانده بودم، دویدم کنار پنجره و با پرده سرم را پوشاندم و داد زدم. در این حین حسین صدایم را شنید و از اتاق بغلی که خوابیده بود بیدار شد و در را باز کرد. ماموران به محض این که او را دیدند به سمتش حمله کردند و در جا دست‌هایش را گرفتند و به حسین دست‌بند زدند.»
در این گیر و دار، حال پدر حسین بر اثر یورش ماموران بد می‌شود. مادر حسین رونقی می‌گوید:
«متوجه شدم می‌خواهند حسین را با همان لباس راحتی و زیر پیراهنی در آن هوای سرد ببرند. خودم را جلوی پای یكی از ماموران انداختم و گریه‌كنان التماسش كردم كه بگدارند لباس‌های گرمش را بپوشد. توجهی نكردند و گفتند با همان حالتی كه دستگیر شده باید او را ببریم.»
وی با بغض ادامه می‌دهد:
«حسینم را كشان كشان بردند. قلبم داشت می‌تركید. دنیا روی سرم خراب شد. هنوز كه هنوز است یادآوری لحظه‌ی بازداشت حسن و حسین برایم دردناك است. هیچ‌وقت نمی‌توانم آن صحنه‌ای كه دل من را به‌عنوان یک مادر شكستند از یادم ببرم. فقط یک مامور بود كه گفت لباس‌هایش را بدهید. می‌بریم و آن‌جا به حسین تحویل می‌دهیم. در یک لحظه فكر كردم همه‌ی اینها كابوس‌ هستند و الان كه از خواب بلند شوم، حسین کنارم است، اما دیدم نه، واقعاً این حوادث تلخ در زندگی‌ام اتفاق افتاده است.»
همراه با حسین، برادر وی حسن رونقی نیز بدون هیچ دلیلی بازداشت می‌شود. زلیخا موسوی می‌گوید:
«از آنها حكم بازداشت خواستم. حکم از دادستانی استان آذربایجان شرقی را نشانم دادند كه نام حسین رونقی روی آن نوشته شده بود. بعد از این‌كه حسین را با خودشان بردند، پنج نفر در خانه ماندند. سراغ وسایل حسین و حسن را گرفتند. متوجه شدم حسن را هم حتماً دستگیر كرده‌اند كه خبری از او نیست. كل وسایل و كمدهای خانه را به هم زدند. همه جا را به هم ریختند. تا عصر خانه‌ی ما بودند. بعد از این‌كه كارشان تمام شد، وسایل حسین و حسن، از جمله كیف‌شان و همه‌ی موبایل‌های منزل و كامپیوتر را به همراه یک سری سی‌دی با خود بردند. به ما توصیه كردند كه نه حق داریم به جایی تلفن بزنیم نه به كسی چیزی بگوییم.»
خانم موسوی که با یادآوری این خاطرات حالش دگرگون می‌شود، از پی‌گیری‌های بعدی خود می‌گوید:
«بعد از این‌كه رفتند من شروع به گرفتن شماره‌ی موبایل بچه‌ها كردم. بعد از كلی تماس، حسین جواب داد. پرسیدم كجایید؟ گفت: نمی‌دانم. چشم‌های‌مان بسته است. از حسن هم هیچ خبری نداشت. بعدها فهمیدیم كه آن موقع در شهرستان بناب بودند و همان شب به تبریز و فردای همان روز با هواپیما به تهران منتقل شدند.»
وی ادامه می دهد:
«آن شب تا صبح فقط زنگ می‌زدم. یكی از آقایان جواب می‌داد و می‌گفت: بسه دیگه خسته نشدی؟ من هم در جوابش گفتم كه تا خبری از بچه‌هایم نگیرم دست‌بردار نیستم. خلاصه نزدیكی‌های صبح، همان مامور گفت تا صبح نگذاشتید بخوابیم و داد زد: دیگه بسه و موبایل حسین را خاموش كرد.»
پدر و مادر حسین و حسن رونقی برای گرفتن اطلاعات از وضعیت فرزندان‌شان به اطلاعات تبریز سر می‌زنند. اما در نهایت متوجه می‌شوند که هر دو فرزندشان را به تهران منتقل کرده‌اند. برای کمک با چند نفر از بستگان تماس می‌گیرند، اما بعد از تماس بلافاصله از اداره‌ی اطلاعات تماس می‌گیرند و آنها را «تهدید» می‌کنند تا دیگر با کسی تماس نگیرند.
بی‌خبری از فرزندان، پدر و مادر را به تهران می‌کشاند:
«راه افتادیم و رفتیم تهران. به‌هرجا رسیدیم تا خبری از بچه‌ها‌ی‌مان بگیریم جواب منفی شنیدیم. به همه جا سر زدیم، تا این‌كه بعد سه روز دربه‌دری، جلوی زندان اوین بودیم که حسین زنگ زد و گفت در اوین بازداشت است.»
مادر حسین رونقی در مورد برخورد مسئولین قضایی می‌گوید:
«برخورد خوبی با ما نداشتند. ما دنبال بچه‌ها‌ی‌مان بودیم ولی نه دادستانی جواب می‌داد نه دادگستری. از هرجا سراغی می‌گرفتیم، می‌گفتند نمی‌دانیم. در حالی‌كه برخوردی چنین غیر مسئولانه از سوی مسئولانی كه حكم بازداشت داده بودند، كاملاً غیر منطقی و غیر قانونی و غیر شرعی بود. مگر می‌شود بیایند و جوانی را ببرند و بعد بگویند نمی‌دانیم كجا است؟ نه تنها با ما بلكه با همه‌ی آن خانواده‌هایی كه آن‌جا بودند چنین برخوردی داشتند. انگار این‌كه چیز اضافی می‌خواهند. نگرانی برای جگرگوشه و دلبندان‌مان و پرس‌وجو از آن‌ها نه تنها چیز اضافی نبود، بلكه حق قانونی ما بود كه بدانیم بچه‌های‌مان كجا هستند و چه بر سرشان آمده است.»
حسن رونقی ملکی برادر بزرگ‌تر حسین، بدون هیچ دلیلی بازداشت می‌شود. در طول بازجویی‌ها حسن وسیله‌ای برای اعمال فشار بیش‌تر روی حسین رونقی می‌شود. ‌زلیخا موسوی در مورد بازداشت فرزند بزرگش می گوید:
«حسن و حسین كاملاً بی‌گناه بودند. حسین به جرم فعالیت در زمینه‌ی حقوق‌بشر و وبلاگ‌نویسی بازداشت شد، اما حسن نه تنها از این كارها سر در نمی‌آورد بلكه كاملاً بی‌خبر از اتهاماتی بود كه به حسین نسبت دادند. حسین دانشجوی كامپیوتر دانشگاه اراك بود، اما حسن تنها فعالیت تجاری انجام می‌داد و مشغول كار در شركتش بود. خوشبختانه حسن را بعد از یک ماه آزاد كردند. وقتی آمد دیدیم در اثر شكنجه تعدادی از دندان‌هایش و هم‌چنین مهره پشت گردنش صدمه دیده است. ما در این زمینه هم یک شكایت جداگانه از مسئولان بازجویی حسن انجام دادیم. فعلاً پرونده‌اش در دادسرای استان تهران در حال رسیدگی است، اما تا کنون نتیجه‌ای دربر نداشته است.»
روزنامه‌ی كیهان در تاریخ ۲۴ اسفند ماه سال گذشته در یک مطلب، اتهاماتی سنگین علیه حسین رونقی مطرح می‌کند. مادر وی در این خصوص به زمانه می‌گوید:
« آن اتهام‌هایی كه به حسین نسبت داده شده بود همه دروغ مبین و آشكار بود. از جمله این‌كه ایشان را متهم كرده بودند به سر گروه شبكه‌ی جاسوسی كه از سوی سازمان سیا و رادیو فردا اداره می‌شده.
آن زمان‌كه آن گروهی كه آقایان نام می ‌برند تشكیل شده، حسین نه دانشجو بود و نه اصلاً می‌دانست كامپیوتر چیست. دو سال بعد از تشكیل آن گروه حسین در دانشگاه قبول شد و به اراك رفت. تا آن زمان حسین در شهرستان ملكان زندگی می‌كرد. آن‌طور که آقایان می‌گویند حتماً حسین از آن زمانی كه اول دبیرستان تحصیل می‌كرده، سرگروه بوده است!
دوماً اتهام زده بودند كه به حساب حسین ۷۵ میلیون دلار از طرف رادیو فردا پول ریخته شده كه خیلی اتهام مضحكی است. اگر این‌جور است پس چرا مدارك حساب بانكی او را كه در دسترس داشتند منتشر نكردند. حسین حتی تا لحظه‌ی دستگیری‌اش نیز پول توی جیبی‌اش را از پدرش می‌گرفت. اتهام دیگری كه روزنامه كیهان زد این بود که حسین به ستاد ونك یكی از كاندیداهای ریاست جمهوری رفته بوده كه این مگر خلاف قانون است؟

كاندیدایی كه از طرف شورای نگهبان صلاحیت داشته، آیا رفتن به ستادش جرم است؟ اگر جرم بود چرا به ایشان صلاحیت نامزدی ریاست جمهوری دادند؟ پسرم را متهم كرده بودند به فراری دادن فعالین سیاسی! شما قضاوت کنید. یک جوان ۲۴ ساله مگر چقدر می‌تواند فعالیت سیاسی داشته باشد كه بتواند این همه كار انجام بدهد؟ اگه می‌توانسته چرا خودش را كه قبل از دستگیری، سپاه سایبری تهدیدش كرده بود نتوانست نجات بدهد؟ جوابش مشخص است چون حسین نه جرمی كرده بود و نه كار غیر قانونی انجام داده بود كه بخواهد فرار كند. اصلاً فكرش را نمی‌كرد كه قرار است یک چنین اتهامات بزرگ و كذب و مضحكی به او بزنند.»
خانم موسوی از ملاقات‌هایش با حسین در این هفت ماه می‌گوید:
«در این هفت ماه ما هر روز و هر هفته آواره‌ی تهرانیم. همیشه در حال التماس هستیم. حسین را تنها توانستیم سه بار ملاقات كنیم كه متاسفانه هر سه بار از اوضاع بدی كه داشته نگران شدیم. از وضع ظاهری و جسمی‌اش پی به عمق شكنجه‌ای که در زندان شده بردیم. به خصوص كه حسین مریضی كلیوی دارد و شرایط سلول انفرادی و هوای سرد سلول آن‌گونه كه خودش گفت و پزشكان می‌گویند، باعث وخامت بیماری‌اش شده است.»
مادر حسین رونقی در مورد کارهایی که برای آزادی حسین تا به حال انجام داده‌اند، می‌گوید:
«ما به همه‌ی مسئولان مرتبط و آنهایی كه می‌توانند از یک بی‌گناه دفاع كنند نامه نوشتیم و تقاضای آزادی حسین را مطرح كردیم. قوه‌ی قضاییه، وزارت اطلاعات، كمیسیون امنیت ملی مجلس، وزارت كشور و سایر نهادها. هر جا که فکرش را بکنید. در مورد مطلب کیهان هم یک شكواییه نوشتیم و به دادستانی تهران در خصوص رسیدگی به این پرونده و اتهامات سراسر واهی منتشر شده ارجاع دادیم و فعلاً جوابی نگرفته‌ایم.»
حسین رونقی ملکی هم اکنون در ششمین ماه بازداشت و دور از خانه به سر می‌برد. زلیخا موسوی مادر وی از همه نهادهای حقوق بشری درخواست کمک دارد و از مسئولین قضایی می‌خواهد که فرزندش را آزاد کنند:
«از همه‌ی آنهایی که دستی در کار دارند و همه‌ی آنها كه می‌خواهند عدالت اجرا شود، خواهش می‌كنم پسر من و فرزندان سایر مادران نگران را كه بی‌گناه در زندان هستند آزاد كنند. آنها این روزها بهترین دوران عمرشان را می‌گذرانند. نگذارند كه عمرشان در كنج زندان‌ها تباه شود. من آزادی فرزندم كه بی‌گناه است و آزادی فرزندان‌مان را می‌خواهم. به امید آزادی حسین عزیزم كه الان در آستانه‌ی سال‌روز تولدش هستیم (۱۴ تیر) . مجبورم تولدش را تنها با عكس‌‌ها‌یش جشن بگیرم. دور از خنده‌های قشنگش و سایر فرزندان بی‌گناه این مرز وبوم.»

حسین رونقی ملکی در نهمین روز اعتصاب غذا مجددا به بیمارستان منتقل شد


 حسین رونقی ملکی زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ ساعاتی پیش مجددا به بیمارستان هاشمی‌نژاد تهران منتقل شد و پس از انتقال به بیمارستان اعلام داشت که تا زمان اخذ مرخصی استعلاجی کماکان در اعتصاب غذا بسر خواهد برد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عصر امروز حسین رونقی ملکی مجددا به بیمارستان هاشمی‌نژاد تهران جهت ادامه درمان بیماری کلیوی خود منتقل شد.

روز گذشته نیز حسین رونقی به دلیل وخامت حال جسمی، ناشی از اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شده بود.

هم چنین روز شنبه آیت الله آملی لاریجانی ریاست قوه قضائیه طی دستوری به جعفری دولت آبادی از وی خواست در رسیدگی پزشکی به این زندانی سیاسی کوتاهی نکرده و وی را جهت ادامه درمان به بیمارستان در خارج از زندان منتقل کنند.
گفته می شود انتقال امروز این زندانی به بیمارستان هاشمی نژاد تهران مرتبط با دستور ریاست قوه قضائیه بوده است، اما حسین رونقی پس از انتقال به بیمارستان اعلام داشت تا زمانی که با مرخصی پس از عملش اش موافقت نشود کماکان در اعتصاب غذا باقی خواهد ماند، وی هم چنین خواهان خروج ماموران امنیتی از اتاق محل استراحت خود در بیمارستان شده است.
لازم به ذکر است این زندانی وجدانی از ۹ روز پیش در اعتصاب غذا بسر می‌برد.
روز گذشته سازمان عفو بین الملل نیز با انتشار بیانیه‌ای نسبت به وضعیت حسین رونقی اعلام نگرانی کرده بود.

۱۳۹۱ خرداد ۱۳, شنبه

دادگاه تجدید نظرخواهی سعید نعیمی عضو ادوار تحکیم برگزار شد


 – دادگاه رسیدگی به اتهامات سعید نعیمی، عضو ادوار تحکیم وحدت در دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی برگزار شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دادگاه رسیدگی به اتهامات سعید نعیمی، عضو ادوار تحکیم وحدت، روز چهارشنبه در شعبه ششم دادگاه تجدید نظراستان آذربایجان شرقی به ریاست قاضی ایمانی برگزار شد.
در این جلسه، سعید نعیمی به همراه وکیل‌اش محمد رضا فقیهی نیا، مراتب اعتراض خود را نسبت به حکم محکومیت صادره از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز، اعلام کردند.
شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز، به ریاست قاضی حملبر، این فعال دانشجویی را به دو سال حبس تعزیری از بابت اتهامات تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و معاونت در جاسوسی محکوم کرده بود.
نامبرده روز دهم دی ماه ۱۳۹۰، بعد از تحمل ۲۳۷ روز بازداشت موقت، با سپردن وثیقه ۷۰میلیون تومانی از زندان مرکزی تبریز آزاد شده بود.

حسین رونقی به دستور لاریجانی به بیمارستان منتقل شد


 – به دستور آیت الله لاریجانی رئیس قوه قضائیه، حسین رونقی ملکی زندانی سیاسی جهت درمان به بیمارستان هاشمی‌نژاد تهران منتقل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، در پی اعتراضات صورت گرفته نسبت به وضعیت حسین رونقی ملکی و اعتصاب غذای هشت روزه این زندانی به دلیل عدم اعطای مرخصی استعلاجی، آیت الله آملی لاریجانی ریاست قوه قضائیه طی دستوری به جعفری دولت آبادی از وی خواسته است حسین رونقی ملکی را جهت عمل جراحی به بیمارستانی در خارج از زندان منتقل کند.
پس از این دستور ساعت ۱۵ ظهر امروز این زندانی از بند ۳۵۰ به بیمارستان هاشمی‌نژاد در تهران منتقل شد، نامبرده سه ساعت پس از انتقال به بیمارستان مجددا به بند ۳۵۰  بازگردانده شد.
بر اساس این گزارش مأموران امنیتی با وجود دستور لاریجانی مجددا با رفتارهای اهانت‌آمیز و تهدیدهای مکرر موجب رنجش و آزار حسین رونقی و خانواده‌اش شدند.
گفته می‌شود حسین رونقی سه روز پیش نیز به دلیل ضعف جسمانی ناشی از اعتصاب غذا به بیمارستان طالقانی منتقل شده بود.
صبح امروز سازمان عفو بین الملل نیز با انتشار بیانیه‌ای نسبت به وضعیت حسین رونقی اعلام نگرانی کرده بود هم چنین هفته گذشته مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نیز با انتشار اسناد پزشکی مسئولیت هر گونه آسیب به حسین رونقی را متوجه قوه قضائیه دانسته بود.
حسین رونقی در حالی به بند بازگردانده شده است که کماکان در اعتصاب غذا بسر برده و در وضعیت نامناسبی به لحاظ جسمی قرار دارد، طی روزهای اخیر بیش از ۹۰۰ تن از فعالین سیاسی و مدنی حمایت خود را از خواسته‌های بحق این زندانی طی بیانیه‌ای اعلام کرده بودند.

گزارشی تصویری از جشن میلاد مهدی خدایی با حضور دکتر محمد ملکی

روز گذشته تولد مهدی خدایی از فعالان دانشجویی زندانی در بند ۳۵۰ زندان اوین با حضور جمعی از فعالان دانشجویی، زندانیان سیاسی و فعالان حقوق بشر در تهران برگزار شد.
در این مراسم دکتر محمد ملکی اولین رییس دانشگاه تهران بعد از انقلاب از دانشجویان حاضر خواست که از زندان نهراسند و اگر به زندان دچار شدند، به زندان به عنوان فرصتی برای خودسازی خویش نگاه کنند و از فرصت زندان برای مطالعه بهره گیرند.
همچنین پیمان عارف نیز با ذکر خاطراتی از مهدی خدایی به ویژگیهای شخصیتی وی و همت او برای مطالعه اشاره کرد و از ارادت مهدی به شهید هدی صابر گفت.

در ادامه احمد شاهرضایی و سما نورانی از همبندیان مهدی خدایی نیز با ذکر خاطراتی یاد او را گرامی داشتند.

در پایان مراسم حاضران با بریدن کیک تولد و خواندن سرود یار دبستانی با گرامیداشت یاد مهدی خدایی، آرش صادقی و حسین رونقی ملکی برای ایشان و همه زندانیان سیاسی آرزوی آزادی نمودند.

گزارش تصویری از این مراسم در پی می آید:

۱۳۹۱ خرداد ۱۲, جمعه

تهدید خانواده ی کارکنان رادیو فردا در ایران


 - راديو اروپای آزاد، راديو آزادی می گويد در يک سال گذشته، دستکم در ۲۰ مورد ، وابستگان کارکنان راديو فردا در ايران مورد بازجويی قرار گرفته و تهديد شده‌اند.
به گزارش رادیو فردا، آرمان مستوفی، مدير راديو فردا روز جمعه، گفت:" روند اعمال فشار بر نزديکان کارکنان راديو فردا بيش از يک سال است که آغاز شده و تا کنون در مجموع ۱۰ خانواده درگير آن بوده‌اند".
مدير راديو فردا گفت :"بازجويان، خانواده‌های کارکنان را تهديد کرده‌ و خواسته‌اند تا ارتباط خود را با نزديکانشان در راديو فردا قطع کنند و در مواردی نيز از خانواده‌ها خواسته‌اند تا به نزديکانشان در راديو فردا بگويند از همکاری با اين رسانه دست بکشند و به ايران بازگردند".
استيو کورن، مدير راديو اروپای آزاد/ راديو آزادی نيز گفت :" اين اقدام نشان از تلاش شديد جمهوری اسلامی برای خودداری از گردش آزاد اطلاعات در ايران دارد."